عروسک شش ماهه
عروسک قشنگم,دختر نازم...![]()
چشم باز کردیم شش ماهه شدی عروسکم.کم کم تلاش میکردی سینه خیز به طرف چیزایی که نظرتو جلب میکردن بری.خیلی بامزه بودی.توی رورووک می نشستی و تند تند این ور و اون ور میرفتی.کافی بود من از کنارت تکون بخورم به سرعت با اسبت خودتو بهم میرسوندی.ازت غافل میشدم پای جاکفشی بودی و در قفسه هاشو تند تند باز میکردی و به کفش بابا مجتبی که میرسیدی توی بغل میگرفتی و می نشستی. لثه هات همچنان اذیتت میکردن و تمام اسباب بازیهاتو توی دهانت میکردی حتی گاهی پاهاتو بالا میاوردی و توی دهانت میکردی. الان که مینویسم دلتنگ اون روزات شدم...
.gif)

![]()

![]()

![]()

![]()
خیلی خطرناک شده بودی و نمیشد توی کریر تنهات گذاشت.فورا هول میزدی و نزدیک بود خودتو بندازی پایین .بخاطر همین کمربندتو می بستم وتو هم با تعجب نگاه میکردی کوچولوی من.

![]()
وقتی هم میخوابیدی اگه تو تخت خودت نبودی, دور و ورت باید بالشت میذاشتم چون به محض بیدار شدن چند تا وول جانانه میزدی که اگه ازت غافل میشدم از روی تخت می افتادی.

![]()

![]()

.gif)
دهم تیر 91 بود که باباجون ومامان جون و دایی رضا به اتفاق خاله آرزو و امیر جون اومدن بندرعباس.خیلی دلتنگشون بودم آخه نزدیک سه ماه ندیده بودیمشون.حسین جون و عمو محمد(بابای حسین جون و امیر جون)نیومدن چون حسین جون تازه از دبی برگشته بود و از کلاسای زبانش و فوتبالش حسابی عقب مونده بود .دایی محمد هم کلاس داشت و نیومد.خیلی جاشون خالی بود.تو این چند روز مامان جون و خاله آرزو غذای کمکی برات درست کردن و 2 هفته قبل از پایان 6 ماهگی ات غذای کمکی ات رو شروع کردیم.خیلی حریره بادام دوست داشتی و وقتی تمام میشد گریه میکردی که بازم میخوام شکموی من...
![]()

.gif)
.gif)
حسین جون یه لباس مارک خوشکل برای شما و یه لباس خوشکل هم برای مامان از دبی هدیه آورده بود.عمه جون حسین -مرضیه خانم-هم یه بلوز شلوار مارک برات هدیه فرستادن.دستشون درد نکنه.
![]()

.gif)
یه روز غروب با مامان جون اینا رفتیم کنار دریا که خیلی خوش گذشت.امیر جون با اسکوترش که تازه خریده بود حسابی بازی کرد.شما هم تو بغل خاله آرزو خوابیده بودی و پاهاتو نوش جان می کردی قشنگم.
![]()

![]()

پایان 6 ماهگی ات بازم واکسن داشتی.باز هم همراه بابا مجتبی رفتیم خانه بهداشت و واکسنتو زدیم اما این بار از درد به آغوش من پناه آوردی عزیز معصوم من...
قد و وزنت هم خوب بود و منحنی رشدت سیر صعودی داشت.

![]()

.gif)
اینم عکسهایی که توی آتلیه ازت انداختیم![]()

![]()

![]()


عروسک شش ماهه
